قصد دارم منم تو این پنج لحظه ناب زندگیم شرکت کنم بدعوت اقای اسحاقی عزیز .

البته همه خانواده و نزدیکانم میدونن که من خیلی خاطرات دقیقی از گذشته ها یادم نمیمونه . علتش رو نمیدونم ! ولی خیلی خاطراتم گنگه مثلا از دبیرستان و خاطراتش اونهایی که بُلده یادم مونده نه جزییات و یا حتی تمام همکلاسی ها ! شاید 1 دونه شون الان یادم باشه!

اما با این اوصاف یکسری خاطرات خاص هستن که کاملا دقیق و رنگی و با جزئیات تو ذهنم ثبت شده . نمیدونم حالا 5 تا میشه یا نه به ترتیب تاریخ هم نیست . بریم که داشته باشیم ،

ادامه مطلب؛

بعدا نوشت  : از همینجا روز مادر و زن رو به همه ی دوستای خوبم تبریک میگم

عشق یعنی مادر ، صبر یعنی یک زن ، مهر یعنی دختر ، نور یعنی خواهر

روزتون مبارک خانمای گل


برچسب‌ها: بازی وبلاگی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


سلام دوستان. 

بعد از تقریبا 1 ماه ننوشتن و کلی حرف نگفته ، خیلی کار سختیه نوشتن!

خدارو شکر که تعطیلات خوش گذشته به دوستان و کسانی هم که نگفتن امیدوارم خوش گذشته باشه .

تعطیلات برای من به معنای واقعی کلمه تعطیلات بود چون کلا تعطیل بودم از همه لحاظ :دی هییییچ کار مفیدی انجام ندادم ولی تا دلتون نخواد! فکر کردم . اصلا دست خودم نیست انقدر فکر میکنم که خسته میشم . اما تعطیلات ی خوبی که داشت نشستم حسابی به گذشته تا حال فکر کردم و نبش قبر و مرور خاطرات و در نهایت به یک جمعبندی کلی رسیدم اونم اینکه هر چیزی ی وقتی داره تا زمانش نرسه برای من یک موضوع لاینحل و خیلی بزرگه و تصمیم گیری در اون زمینه برای من به حد مرگ سخته ! ولی وقتی زمانش که میرسه انگار این گره های کورِ تو هم تابیده شده براحتی خودشون با ی تلنگر همه رشته رشته باز میشن! تا الان به جرات میتونم بگم همینطور بوده . همیشه من تو تصمیم گیری های سخت بودم بین دوراهی ! نمیدونم این چه حکمتیه!

ببخشید حرفام همه تکراریه مخصوصا اونایی که خارج از وبلاگم با هم ارتباط داریم اما خب به هر حال دغدغه این مقطع زمانی من هست و من نمیتونم با وجود این همه دغدغه احساس رهایی کنم!

اما خدا رو شکر خیلی آرومم .

فکر میکنم ولی با آرامش . خاطر جَمعَم . شاید چون در نهایت مطمئنم خدا همیشه برای من بهترینها رو خواسته و درست ترین اتفاق همیشه افتاده  .

بگذریم . .

تعطیلات خوب بود خوش گذشت همش به خوش گذرونی و تن پروری بود ! چند روزی هم رفتیم شمال و علیرغم سردی هوا بازم خوش گذشت .

قصد داشتم بعد از عید باشگاه نرم بدلیل نزدیک شدن امتحانا :(( اما نظرم عوض شد میخواستم ادامه وزن کم کردنم رو با رژیم غذایی پیش برم اما دیدم نه! با وجودیکه ادم پر خوری نیستم اما دوس ندارم به خودم حسرت یک شکلات هوسانه! رو بدم ! زباننیشخند

حالا از اول امسال دیگه بدنسازی نمیرم میرم تو ی شاخه اکتیو تر  چشمک


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


 

  •  عجب روزهای شلوغ و بدو بدویی هست این اخر اسفند.. بهتر دیدم امروز آپ کنم چون هم ممکنه دیگه نرسم و هم اینکه یکسری دوستان ممکنه از سه شنبه تعطیل شن . ماهم که لنگ در هوا (ببخشید معلق!) موندیم! فک کنم تا چهار شنبه هم باید بیایم .

تو این میون هم واکـ سن هپ.اتی.تم رو زدم هم تمدید کردم گو.اهینامـ ه م رو ، همم کلی کار کردم که بعدا در موردش میگم الان وقت تنگه .
سال 92 بنظر من خیلی زود گذشت اما سال عجیبی بود برای من! از این لحاظ که اتفاقات مهمی توش افتاد یا پتانسیلی شد واسه اتفاقات مهم.. بلاتکلیفی های چند ساله داره به تهش میرسه و سال 92 پر از کاتالیزور بوده برای من . در مجموع بخوام بگم سال خوبی بود پر از اتفاق . واقعا خواست و وجود خدارو رو بیش از پیش حس کردم و خیالم راحته که حواسش به همه چیز هست.. خدایی که فک میکنیم سرش شلوغه و حواسش به ما نیست ابدا اینطور نیست و جایی که لازمه تمام قد حضور پر رنگ داره و امکان نداره به حال خودمون رهامون کنه و دقیقه 90 هم که شده حتما خودی نشون میده .بارها بهم ثابت شده و شک ندارم... بخاطر همین منم همه اتفاقات زندگیم رو سپردم به خودش و حس میکنم زیادی دست و پا زدن برای حل مساله فایده نداره و زمانش که برسه همه چیز براحتی حل میشه ..
سال 92 به جرات میتونم بگم سال تمرین صبوری بود و خدارو شکر دارم یاد میگیرم کم کم .

  • در سال جدید براتون یک تن سالم ، یک خیال راحت ، یک دل خوش و روزهای قشنگ رو از ته دل آرزو میکنم ،  تعطیلات خوش بگذره .

نوروز 93 مبارک


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


1. آشپزمون همون که گفتم سن و سالش کمه و میخواد بچه دار بشه میره مرکز نا.بار.ور ی و میخواد آی وی .اف کنه (فک کنم میشه لقاح مصنوعی و کاشت و ااینجور چیزا) حالا دکترش بهش امروز رو وقت داده و اینگونه شد که ما بی آشپز شدیم این اخر سالی ! چونکه دکتر بهش گفته تو این مدت که معلوم میشه باردار میشی یا نه، جز پلک زدن! هیچ کار دیگه ای نباید بکنی! اونوخ این همکاران محترم که تا دیروز غذای یک روز مونده یعنی مال دیروزش رو نمیخوردند و میگفتن ما عادت نداریم غذای ظهر مونده رو شب بخوریم حتی و هزار تا فرافکنی(!!) دیگه!! اونوخ که امروز آشپز نداشیم کل کل داشتن سر غذا پس مونده 2 روز قبل تو یخچال که احتمالا امروز باید راهی سطل زباله میشد!خنثی ینی من موندم بعضیا حرف نمیزنن که فقط باد گلو خالی میکنن ! سبز

2. بعضی دیگر خیلی خیلی دنیای کوچکی دارند و سرشان را مثل کبک زیر برف فرو کرده اند و با اعتماااااااااد به سقـــف بالا زندگی آرمانی و رویاییشان را (البت به زعم خویش!) در چشم همگان میکنند (مثلا در حد ی چیز تو مایه های رمان های فرا عشقولانه ای که هممون 1 بار رو در دوران جهالت نوجوانی از روی جهل !! خوانده ایم و وقتمان را به .. داده ایم !!)  این عده بسیار دستمایه خنده هستن و البته تاسف .. کاش اینو بفهمن که همه میفهمن  :))))

3. آمپول هپاتیتم رو نزدم از وقتی از یک دکتری شنیدم که با چه جراتی میری دندون پزشکی وقتی امپول به این مهمی رو نزدی .. خیلی حالم گرفته شد چون دندونپزشکیم بازم عقب میفته و من دلم برای دندونای عزیزم میسوزه :((

4. امسال واسه عید هیچی لباس مباس نگرفتم چون احساس کردم نیاز ندارم و لباس به اندازه کافی دارم در طرح ها و رنگای مختلف چه کاریه مگه مجبورم !

5. یک خونه تکونی اساسی روحی و جسمی کردم اتاقم رو هر چی که داشتم و اضافی بود رد کردم رفت ینی الان پاکه پاکه! هر چی یادگاری از هر شخصی داشتم که الان وجود خارجی نداره حتی 10 سال قبل ریختم دور حتی چیزای خوشگل رو .. از وقتی اینکار رو کردم انقدر از لحاظ روحی احساس سبکی میکنم :))

حتی فایلای اضافه تو سیستمم و گوشیم و حتی وبلاگم اونایی که دیگه آپ نمیشه حتی الد ریدرم  و حتی دفتر تلفنم رو پاکسازی کردم  خیلی حال داد :)

6. کلاس رقص ثبت نام کردماز خود راضی نوع رقصشم نمیگم بعضیا جنبه ندارن اینجا !  پیشگیری بهتر از وقوعه نیشخند

8.  اسفند و حال و هوای عید رو دوست دارم ولی اینکه ترافیکای تهران ضربدر 2 میشه حال منو بد میکنه آخه چه خبرتونه ؟ خریدی چیزی هم دارید والا با وسایل نقلیه عمومی مث مترو خیلی بصرفه تره نه باید دنبال جا پارک باشید نه احثابتون به .. میره !  چه خـــــــــبره والا سبز

9. امسال قصد ندارم لیست اهدافم رو بنویسم تو وبلاگ! بنظرم باید کاملا شخصی(محرمانه) باشه ! تا انرژی که میخوای برای اهدافت خرج کنی جلو جلو با حرف تخلیه نکنی ! توضیحش ی کن سخته ولی اعتقاد دارم بهش و بارها بهم ثابت شده حتی روی دیگران! من نمیگم نوشتن اهداف تو وبلاگ کار اشتباهیه ولی من قبولش ندارم ..

این بود چندگانه من ببخشید طولانی شد


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۸ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


هر کاری که می‌کنی، امروز در هر جا که هستی، دنبال چیزهایی باش که دوست داری.

به دنبال فناوری‌ها و اختراعاتی باش که دوست داری.

دنبال ساختمانی باش که دوست داری.

دنبال خودرو، جاده‌ها، کافه‌ها، رستوران‌ها و فروشگاه‌هایی باش که دوست داری.

در خیابان یا در فروشگاهی قدم بزن، فقط با قصد پیدا کردن تمام چیزهایی که دوست داری.

به دنبال ویژگی‌هایی باش که در افراد دیگر دوست داری.

به دنبال هر آنچه در طبیعت دوست داری باش - پرندگان، درختان، گل‌ها، بوی گل‌ها و رنگ‌های موجود در طبیعت.

آنچه را دوست داری ببین. آنچه را دوست داری بشنو. در مورد هرچه دوست داری حرف بزن.

پ .ن : زندگی زیباست زیبایی ها را باید خواست ! باید دید !

پ.ن 2 : به پیشنهاد اردی بهشتی میخوام واسه اولین بار سبزه بندازم (بندازم و حرفه ای اومدم !  فعل " بکارم" تابلوئه طرف اماتوره :دی) این لینکش هر کسی خواست دسته جمعی شرکت کنیم وبلاگستان رو صفا بدیم از خود راضی

پ.ن 3 : دلم زندگیی میخواد با عطر و طعم زنانگی .. مثل وقتایی که بوی کتلت تو خونه پخش میشه .. برای من همیشه یاد اور عشق و آرامش بوده  Smiley

پ .ن 4 : خدارو شکر ... امسال خیلی خیلی خیلی زود گذشت


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳٩٢/۱٢/۳ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


چند شب پیشا داشتم با خواهرم حرف میزدم با همدیگه به ی نتایج جالبی رسیدیم اینکه بعضی دخترهایی که اصلا به خودشون نمیرسن و قیافه هاشون یــــک قلمم ارایش نداره اتفاقا خیلی هم ادمهای جسور و بی پروایی هستن و اصلا اونجور ساده هم نیستن که نشون میدن .. حالا زود قضاوت نکنین بذارید تو ضیح بدم!  منظور بدی هم ندارم بهشون  (البته اینی هم که میگم لزوما 100 % نیستا دختر هایی رو هم دیدم که هیچی ارایش ندارن و خیلی هم با شرم حیا هستن).. مثلا من خودم  یک دختر دایی دارم اصـــلا اهل آرایش نبود و نیست خیلی ساده میگرده اما خیلی راحت با پسر خاله های من، که میشن پسر عموی اوشون راحت پیرهنشو میزد بالا که مثلا ناف بندشو نشون بده بهش(دختر گنده!) یا خیلی راحت تو جشن تولد و اینا میره با پسرا میرقصه (میدونید منظورم چیه جسوره بی پرواست حیا زیاد نداره ) یا ی دختر دایی دیگم که اونم این مدلیه خیلی راحتت با داداشاش میشینه فیلمای مورد دار میبینه خیلی هم ریلکس!  مثلا یکی از دوستام اصلا حتی ضد افتابم نمیزنه اصلا! اما 3 تا خواهر دیگش خیلی اهل ارایش و تیپ زدنن بعد باباش فقط میگه من این دخترمو قبول دارم(همین دوست منو) در حالیکه همین گل دخترش 2 تا دوس پسر داشت که با هرکدوم 3 سال بود و خیلی رابطه هاش باز بود و خواهراش خیلی حرصشون درمیومد در حالیکه خودشون حتی یه دوسپسرم نداشتن!! یا یک منشی داشتیم ما این ادم حتی یه کرم هم نمیزد به صورتش و خیلی هم سبزه بود و میذاشت صورتش پر پر بشه پشمالو بعد میرفت اصلاح کنه در این حد اصن نمیرسید به خودش خیلی هم اعتماد بنفسش بالا بود(اعتماد به سقف) بعد جالبه بدونید با بی پروایی تمام به من میگفت که عااااشق ی مرد زندار شده و با هم کلی لاو میترکونن و رابطه هم دارن اونوخ جاااالب قضیه اینه که بعد اینکه رفت ازاینجا من فهمیدم تمام اینای که به من گفته به اقایون همکارم تعریف کرده ! جل الخالق!! ینی ادم انقدر بی حیاااا ! منم از یک خانم دیگه که پیش آقای مدیر مالی که اون ماهی یکبار میاد طوری بود که فهمیدم مدیر مالیمونم میدونست حتی!!! اصن چرا راه دور بریم همین گلشیفته خودمون که همه میگفتیم چقدر سادس اصن ارایش نمیکنه چقدر این بشر سادس دریغ از یک قلم ارایش بعد ببینید چطور بی پروا و راحت کاری و که دلش خواست کرد تابو شکنی ! (البته نمیخوام بحث گلشیفته رو بکشم وسط ! کاری که کرد نه من میگم خوبه نه بد هر کس اختیار اعمال خودش و زندگیشو داره بحث من چیز دیگه ایه)

من اکثر ادمهای این مدلی رو که دیدم - دقت کنید اصــــلا اهل ارایش نیستن و هیچی! عادت ندارن!حتی یک قلم هم به صورتش نمیزنن (نه اینکه ارایش ملیح یا مداد چشم یا خط لب کمرنگ یا کرم پودر کم،  اهل هیچکدوم اینها نیستن هیــــچی!!!  ... اکثرا هر چی من دیدم خیلی آدمهای بی پروایی و یا شایدم تابو شکنی هستن) البته استثنا هم وجود داره اینجا ی خانم حسابدار داریم که هیچی ارایش نمیکنه و من هیچی هم ازش ندیدم بنظر خیلی خانم با حیا و با شخصیتی هست . ولی خب این اولین موردی بود که دیدم این مدلی هست البته اصلا باهاش ارتباطم نزدیک نیست شاید اینم خیلی بی پروا کاری کنه نمیدونم ..

ی مثال عینی دیگه هم دارم همین خواهر کوچیکم که تازه هم دانشگا قبول شده که اصلا اهل یک قلم ارایش نیست اما خیلی راحت فیلمهای صح.نه دار و کلیپای ناجور رو تو ما.هواره پیش بابام میبینه و در حالیکه من از چند مین قبلش که احساس کنم همچین خبراییه دممو میزارم رو کولم صحنه رو ترک میکنم!

شما نظرتون چیه ؟ شما هم برخورد داشتین ؟ دقت کردین به این موضوع ؟ (لزوما ادمهای بدی نیستن، بعضی هاشون بی پروائن که این بدم نیست اما بعضیاشون رو به بی حیایی میره و بعضیا که کلا نابودن مث منشی قبلیمون) منظورمو درک کردین ؟

+البته بحث کسایی که ارایش میکنن یا کم یا زیاد جداس همه جور ادمی هست نمیشه کلی جمع بست ولی ادمهای این مدلی برام خیلی جالب هستن!

+بعد از این پستهام رمزی میشه دلیلشم تو یکی از پستای رمزیم خواهم گفت


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢۱ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


 

 + هر چند وقت یکبار آدمهای زندگیتان را الک کنید !


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳٩٢/۱۱/۱٩ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۱٤ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٩ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٦ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()