به به سلام سلام سلام

البته من 2 هفته ای هست برگشته بودم ها منتها یک اخلاق گ.. (زبان) دارم من که تا الد ریدرمو کامل تموم نکنم و پستای دوستامو نخونم و اظهار وجود نکنم و خلاصه گرد و خاک وبلاگمو نگیرم نمیتونم آپ کنم ..

انقدرم کارهای جانبی بود که تا الان طول کشید .. شرمنده از دوستانی که پیگیر بودن معذرت خجالت

امتحاناتم رو خیلی عالی دادم بسیار از خودم راضی هستم . البته در همین حیث و بیث یک تصمیماتی هم گرفتم  . خدا بخواد دفترچه گرفتم برای ارشد در رشته اصلی خودم (لیسانس اولم ). و اگه انشالله قبول بشم ، این رشته م رو دیگه ادامه نمیدم و تا همینجا مدرکم رو معادلسازی میکنم و دانش اکادمیکی رو که میخاستم در زمینه کاریم بدست بیارم آوردم و روحم در این زمینه راضی شده(تو بخون زَده!ساکت) و حس میکنم بسمه .. بنظرم این تصمیم عاقلانه تر هست . اینم فقط بخاطر علاقه ام رفتم که فکر میکنم اشباع شدم . دلم میخواد زحماتم ثمره بیشتری برام بهمراه داشته باشه .

دوس دارم یک رمزی بدم به همه دوستام و از این به بعد راحتتر بنویسم بعضی پستهام رو . نمیدونم چرا خیلی احساس راحتی نمیکنم تو وبلاگم :( مث وقتایی که احساس میکنی تو مهمونی یکی بهت زل زده خنده حالا نمیدونم اشنایی ِ کسی ِ .. اخه ی چند بار سوتی  مسخره دادم  اونم پیش نامحرمترین ادم ممکن اونم اسم مجازیمو گریهنگران

بسلامتی خواهر عزیزمم داره عروس میشه و من بشدت دنبال جواب این پرسشم !

من چی بپوشم ؟!!

از همه عزیزان میخام اگه جایی تو تهران و کرج میشناسن که لباسای شیکی داره بهم معرفی کنن . خواهر عروسی گفتن ماهنوش بلایی گفتن.. نمیشه که الکی که نیست !

اخه اکثر جاها که رفتم قیمتاش الکی بالا و اصلن به لباسه نمیخورد .. حالا اگه شیک باشه ادم دلش نمیسوزه ..

بقیه پرسش و پاسخ و تبادل اطلاعات در کامنت دونی

راستی منو یادتون نرفته که مژه منتظر پیشنهادات خوبتون هستم ماچ

پ .ن : عنوانم جهت تشویش اذهان عمومی گذاشتم  خنده لنگه دمپاییاتونم مال خودتون :دی

پ.ن 2 : البته من هنوز نرسیدم که به همه دوستانم سر بزنم ها کم کم به همگی سر میزنم و بیاد همتون هم هستم قلب


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  سه‌شنبه ۱۳٩۳/٤/۱٧ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


نمیدونم چرا پست نوشتنم نمیاد این روزها .. رگهای شیرازی بودنم بدجوری متورم شدن

البته فعالیتم در دنیای واقعی کم نیست .. کارهایی که قصدش رو داشتم انجام دادم .

آمپول هپاتیتم رو زدم و فقط نوبت آخرش که 26 شهریوره باید یادم باشه بزنم .

کارت گواهینامه م رو گرفتم ینی تازه اومد برام .

آزمایش چکاپ کاملمو دادم . خداروشکر .

کارهای دندانپزشکیم رو انجام دادم و 2 عدد دندان عقلم رو کشیدم .

جهت لیزر هم رفتم و خیلی هم خوب بود به سوختن اولش می ارزید نیشخند

ورزشمم رو هم میرم و نه تنها از خوراکم کم نکردم چه بسا بعضی موقعا ناپرهیزی هم میکنم ولی 2 کیلو کم شدم تشویق و از وقتی ورزش میرم (یاد تبلیغ تن تاک افتادم :دی) خیلی چابک ترم در طول روز مثلا قبلا زورم میومد دولاشم ی کاغذ رو از رو زمین بردارم الان خیلی سریع و بی چک و چونه و اتلاف وقت این کارو میکنم .. شایدم ی علتش اینه مانتوم ی ذره ازادتر شده تو تنم از خود راضی

دیگه اینکه ماهی این روزها علیرغم تمام دلمشغولیها و مشکلاتش که از قضا خیلی هم زیاد شده و تو هم پیچیده ... خیلی شاده . مثلا میخوام بشینم ی گوشه شروع کنم غصه خوردن بابت فلان موضوع بعد نا خودآگاه سرم گرم ی بازیگوشی میشه و یادم میره نیشخند

و اینچنین زندگانی میگذرد و چون میگذرد غمی نیست

راستی با شروع شدن امتحانات دانشگاه ممکنه حضورم تو کامنتدونیهاتون کمتر بشه عذرخواهی میکنم ..

خرداد خوبی در پیش رو داشته باشید .. تعطیلاتشم پیشاپیش خوش بگذره قلببامن حرف نزن


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳٩۳/۳/۳ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


اول :

بفرمایید تعارف نکنید :))

دوم :

رونوشت به بعضیا نیشخند

سوم 

تشکر از همه دوستان عزیزم که منو شرمنده محبتاشون کردن مخصوصا بهارم ، دل آرام جانم ، سحر عزیزم ، صالی جان ، فاطمه جان، سوگند نازنین و هستی خانم و هدیه عزیز ( اگه اینجا رو میخونه) و ادمین خان و اقا بابک عزیز که شرمنده فرمودن . و همه دوستان اینجا..

ایشالا تو شادیهاتون جبران کنم .

بوووووووووووس به همگی دخترانیشخند

 


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳٩۳/٢/٢٦ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۱ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها: بازی وبلاگی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳٩۳/۱/۳٠ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


سلام دوستان. 

بعد از تقریبا 1 ماه ننوشتن و کلی حرف نگفته ، خیلی کار سختیه نوشتن!

خدارو شکر که تعطیلات خوش گذشته به دوستان و کسانی هم که نگفتن امیدوارم خوش گذشته باشه .

تعطیلات برای من به معنای واقعی کلمه تعطیلات بود چون کلا تعطیل بودم از همه لحاظ :دی هییییچ کار مفیدی انجام ندادم ولی تا دلتون نخواد! فکر کردم . اصلا دست خودم نیست انقدر فکر میکنم که خسته میشم . اما تعطیلات ی خوبی که داشت نشستم حسابی به گذشته تا حال فکر کردم و نبش قبر و مرور خاطرات و در نهایت به یک جمعبندی کلی رسیدم اونم اینکه هر چیزی ی وقتی داره تا زمانش نرسه برای من یک موضوع لاینحل و خیلی بزرگه و تصمیم گیری در اون زمینه برای من به حد مرگ سخته ! ولی وقتی زمانش که میرسه انگار این گره های کورِ تو هم تابیده شده براحتی خودشون با ی تلنگر همه رشته رشته باز میشن! تا الان به جرات میتونم بگم همینطور بوده . همیشه من تو تصمیم گیری های سخت بودم بین دوراهی ! نمیدونم این چه حکمتیه!

ببخشید حرفام همه تکراریه مخصوصا اونایی که خارج از وبلاگم با هم ارتباط داریم اما خب به هر حال دغدغه این مقطع زمانی من هست و من نمیتونم با وجود این همه دغدغه احساس رهایی کنم!

اما خدا رو شکر خیلی آرومم .

فکر میکنم ولی با آرامش . خاطر جَمعَم . شاید چون در نهایت مطمئنم خدا همیشه برای من بهترینها رو خواسته و درست ترین اتفاق همیشه افتاده  .

بگذریم . .

تعطیلات خوب بود خوش گذشت همش به خوش گذرونی و تن پروری بود ! چند روزی هم رفتیم شمال و علیرغم سردی هوا بازم خوش گذشت .

قصد داشتم بعد از عید باشگاه نرم بدلیل نزدیک شدن امتحانا :(( اما نظرم عوض شد میخواستم ادامه وزن کم کردنم رو با رژیم غذایی پیش برم اما دیدم نه! با وجودیکه ادم پر خوری نیستم اما دوس ندارم به خودم حسرت یک شکلات هوسانه! رو بدم ! زباننیشخند

حالا از اول امسال دیگه بدنسازی نمیرم میرم تو ی شاخه اکتیو تر  چشمک


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳٩۳/۱/٢۱ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


 

  •  عجب روزهای شلوغ و بدو بدویی هست این اخر اسفند.. بهتر دیدم امروز آپ کنم چون هم ممکنه دیگه نرسم و هم اینکه یکسری دوستان ممکنه از سه شنبه تعطیل شن . ماهم که لنگ در هوا (ببخشید معلق!) موندیم! فک کنم تا چهار شنبه هم باید بیایم .

تو این میون هم واکـ سن هپ.اتی.تم رو زدم هم تمدید کردم گو.اهینامـ ه م رو ، همم کلی کار کردم که بعدا در موردش میگم الان وقت تنگه .
سال 92 بنظر من خیلی زود گذشت اما سال عجیبی بود برای من! از این لحاظ که اتفاقات مهمی توش افتاد یا پتانسیلی شد واسه اتفاقات مهم.. بلاتکلیفی های چند ساله داره به تهش میرسه و سال 92 پر از کاتالیزور بوده برای من . در مجموع بخوام بگم سال خوبی بود پر از اتفاق . واقعا خواست و وجود خدارو رو بیش از پیش حس کردم و خیالم راحته که حواسش به همه چیز هست.. خدایی که فک میکنیم سرش شلوغه و حواسش به ما نیست ابدا اینطور نیست و جایی که لازمه تمام قد حضور پر رنگ داره و امکان نداره به حال خودمون رهامون کنه و دقیقه 90 هم که شده حتما خودی نشون میده .بارها بهم ثابت شده و شک ندارم... بخاطر همین منم همه اتفاقات زندگیم رو سپردم به خودش و حس میکنم زیادی دست و پا زدن برای حل مساله فایده نداره و زمانش که برسه همه چیز براحتی حل میشه ..
سال 92 به جرات میتونم بگم سال تمرین صبوری بود و خدارو شکر دارم یاد میگیرم کم کم .

  • در سال جدید براتون یک تن سالم ، یک خیال راحت ، یک دل خوش و روزهای قشنگ رو از ته دل آرزو میکنم ،  تعطیلات خوش بگذره .

نوروز 93 مبارک


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٥ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


1. آشپزمون همون که گفتم سن و سالش کمه و میخواد بچه دار بشه میره مرکز نا.بار.ور ی و میخواد آی وی .اف کنه (فک کنم میشه لقاح مصنوعی و کاشت و ااینجور چیزا) حالا دکترش بهش امروز رو وقت داده و اینگونه شد که ما بی آشپز شدیم این اخر سالی ! چونکه دکتر بهش گفته تو این مدت که معلوم میشه باردار میشی یا نه، جز پلک زدن! هیچ کار دیگه ای نباید بکنی! اونوخ این همکاران محترم که تا دیروز غذای یک روز مونده یعنی مال دیروزش رو نمیخوردند و میگفتن ما عادت نداریم غذای ظهر مونده رو شب بخوریم حتی و هزار تا فرافکنی(!!) دیگه!! اونوخ که امروز آشپز نداشیم کل کل داشتن سر غذا پس مونده 2 روز قبل تو یخچال که احتمالا امروز باید راهی سطل زباله میشد!خنثی ینی من موندم بعضیا حرف نمیزنن که فقط باد گلو خالی میکنن ! سبز

2. بعضی دیگر خیلی خیلی دنیای کوچکی دارند و سرشان را مثل کبک زیر برف فرو کرده اند و با اعتماااااااااد به سقـــف بالا زندگی آرمانی و رویاییشان را (البت به زعم خویش!) در چشم همگان میکنند (مثلا در حد ی چیز تو مایه های رمان های فرا عشقولانه ای که هممون 1 بار رو در دوران جهالت نوجوانی از روی جهل !! خوانده ایم و وقتمان را به .. داده ایم !!)  این عده بسیار دستمایه خنده هستن و البته تاسف .. کاش اینو بفهمن که همه میفهمن  :))))

3. آمپول هپاتیتم رو نزدم از وقتی از یک دکتری شنیدم که با چه جراتی میری دندون پزشکی وقتی امپول به این مهمی رو نزدی .. خیلی حالم گرفته شد چون دندونپزشکیم بازم عقب میفته و من دلم برای دندونای عزیزم میسوزه :((

4. امسال واسه عید هیچی لباس مباس نگرفتم چون احساس کردم نیاز ندارم و لباس به اندازه کافی دارم در طرح ها و رنگای مختلف چه کاریه مگه مجبورم !

5. یک خونه تکونی اساسی روحی و جسمی کردم اتاقم رو هر چی که داشتم و اضافی بود رد کردم رفت ینی الان پاکه پاکه! هر چی یادگاری از هر شخصی داشتم که الان وجود خارجی نداره حتی 10 سال قبل ریختم دور حتی چیزای خوشگل رو .. از وقتی اینکار رو کردم انقدر از لحاظ روحی احساس سبکی میکنم :))

حتی فایلای اضافه تو سیستمم و گوشیم و حتی وبلاگم اونایی که دیگه آپ نمیشه حتی الد ریدرم  و حتی دفتر تلفنم رو پاکسازی کردم  خیلی حال داد :)

6. کلاس رقص ثبت نام کردماز خود راضی نوع رقصشم نمیگم بعضیا جنبه ندارن اینجا !  پیشگیری بهتر از وقوعه نیشخند

8.  اسفند و حال و هوای عید رو دوست دارم ولی اینکه ترافیکای تهران ضربدر 2 میشه حال منو بد میکنه آخه چه خبرتونه ؟ خریدی چیزی هم دارید والا با وسایل نقلیه عمومی مث مترو خیلی بصرفه تره نه باید دنبال جا پارک باشید نه احثابتون به .. میره !  چه خـــــــــبره والا سبز

9. امسال قصد ندارم لیست اهدافم رو بنویسم تو وبلاگ! بنظرم باید کاملا شخصی(محرمانه) باشه ! تا انرژی که میخوای برای اهدافت خرج کنی جلو جلو با حرف تخلیه نکنی ! توضیحش ی کن سخته ولی اعتقاد دارم بهش و بارها بهم ثابت شده حتی روی دیگران! من نمیگم نوشتن اهداف تو وبلاگ کار اشتباهیه ولی من قبولش ندارم ..

این بود چندگانه من ببخشید طولانی شد


برچسب‌ها:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۸ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


هر کاری که می‌کنی، امروز در هر جا که هستی، دنبال چیزهایی باش که دوست داری.

به دنبال فناوری‌ها و اختراعاتی باش که دوست داری.

دنبال ساختمانی باش که دوست داری.

دنبال خودرو، جاده‌ها، کافه‌ها، رستوران‌ها و فروشگاه‌هایی باش که دوست داری.

در خیابان یا در فروشگاهی قدم بزن، فقط با قصد پیدا کردن تمام چیزهایی که دوست داری.

به دنبال ویژگی‌هایی باش که در افراد دیگر دوست داری.

به دنبال هر آنچه در طبیعت دوست داری باش - پرندگان، درختان، گل‌ها، بوی گل‌ها و رنگ‌های موجود در طبیعت.

آنچه را دوست داری ببین. آنچه را دوست داری بشنو. در مورد هرچه دوست داری حرف بزن.

پ .ن : زندگی زیباست زیبایی ها را باید خواست ! باید دید !

پ.ن 2 : به پیشنهاد اردی بهشتی میخوام واسه اولین بار سبزه بندازم (بندازم و حرفه ای اومدم !  فعل " بکارم" تابلوئه طرف اماتوره :دی) این لینکش هر کسی خواست دسته جمعی شرکت کنیم وبلاگستان رو صفا بدیم از خود راضی

پ.ن 3 : دلم زندگیی میخواد با عطر و طعم زنانگی .. مثل وقتایی که بوی کتلت تو خونه پخش میشه .. برای من همیشه یاد اور عشق و آرامش بوده  Smiley

پ .ن 4 : خدارو شکر ... امسال خیلی خیلی خیلی زود گذشت


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳٩٢/۱٢/۳ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()


مشاهده یادداشت خصوصی


برچسب‌ها:

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳٩٢/۱۱/٢۱ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ  توسط ماهـنوش  نظرات ()